اوستا حسین، برنده ی هیچ جایزه ای نیست. هیچ وقت هیچ کتاب پرفروشی ننوشته. تو هیچ فیلم معروفی بازی نکرده. چهرش به جز تو چندتا عکس خانوادگی، تو هیچ عکس دیگه ای دیده نمی شه... اوستا حسین یه آدم معمولیه.
اوستا حسین، در نگاه اول یه پیرمرد صد و شصت و پنج سانتیمتریه با چشمانی بادومی و لبی خندون. چهرش شیرین و معصومه. موهاش همیشه کوتاهه و لباس های ساده و راحت می پوشه.
شغل اوستا حسین رنگرزیه (نقاشی ساختمان). با توجه به این که استاد این فن به حساب می آد و چند نفر نقاش و بتونه کار و کارگر ساده، زیر دستش کار می کنن، و می شه حدس زد که درآمدش نباید کم باشه، ولی همیشه ساده زندگی می کنه و وسیله ی نقلیه اش یه موتوره که خودش بهش می گه: "رخش"
اوستا حسین فقط استاد رنگرزی نیست. استاد کونگ فو هم هست. او دان 4 کونگ فو داره و بیست و هفت ساله که تو مشهد کونگ فو تعلیم می ده. به خاطر حالت چهره و قد کوتاهش، اجرای حرکات کونگ فو (فرم)، تو لباس رزم، خیلی بهش می آد و بیننده رو به یاد پیرمردهای چینی می اندازه.
جالب ترین وجه زندگی و شخصیت اوستا حسین، رفتنش به جبهه بوده. اوائل جنگ تک تیرانداز بوده. ولی بعدا به خاطر آشناییش با فنون رزمی، مربی تکاورها می شه. خودش می گه: "یه بار، چندتا از بچه ها تو تمرین از فشار زیاد، حالشون به هم خورد و دچار تهوع شدن. دلم سوخت. خواستم یه ذره شل بگیرم. بعد یادم افتاد، کسی که منتظر ایناست، یه حریف تمرینی تو تشک باشگاه نیست. اگه شل بگیرم مسوول جوونشون هستم"
بعد از جنگ، اوستا حسین وارد سپاه و بعدا حفاظت اطلاعات می شه. ولی بعد از چند سال از سمتش استعفا می ده و می زنه بیرون. هر وقت، علت این کارش رو ازش بپرسی، فقط به تلخی می خنده...
اوستا حسین خادم حرم امام رضا هم هست.
if(1>0) { location="aloneyboy.blogfa.com" }